
سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی | غزل شماره 488 حافظ پریا سلطانی متن غزل شماره 488 از دیوان غزلیات حافظ را در ادامه میتوانید بخوانید و در انتها تفسیر این غزل برای فال آمده است. سحرم هاتف میخانه به دولتخواهیگفت بازآی که دیرینه این درگاهی همچو جم جرعه ما کش که ز سرّ دو جهانپرتو جام جهانبین دهدت آگاهی بر در میکده رندان قلندر باشندکه ستانند و دهند افسر شاهنشاهی خشتْ زیر سر و بر تارک هفتاختر پایدست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی سر ما و در میخانه که طرف بامشبه فلک بر شد و دیوار بدین کوتاهی قطع این مرحله...
ادامه مطلب
ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی | غزل شماره 489 حافظ پریا سلطانی متن غزل شماره 489 از دیوان غزلیات حافظ را در ادامه میتوانید بخوانید و در انتها تفسیر این غزل برای فال آمده است. ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهیدر فکرت تو پنهان صد حکمت الهی کلک تو بارک الله بر ملک و دین گشادهصد چشمه آب حیوان از قطره سیاهی بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظمملک آن توست و خاتم فرمای هر چه خواهی در حکمت سلیمان هر کس که شک نمایدبر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهی باز ار چه گاه گاهی بر سر نهد کلاهیمرغان قاف دانند آیین پادشاهی تیغ...
ادامه مطلب
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی | غزل شماره 490 حافظ پریا سلطانی متن غزل شماره 490 از دیوان غزلیات حافظ را در ادامه میتوانید بخوانید و در انتها تفسیر این غزل برای فال آمده است. در همه دیر مغان نیست چو من شیداییخرقه جایی گرو باده و دفتر جایی دل که آیینه شاهیست غباری دارداز خدا میطلبم صحبت روشنرایی کردهام توبه به دست صنم بادهفروشکه دگر می نخورم بی رخ بزمآرایی نرگس ار لاف زد از شیوهٔ چشم تو مرنجنروند اهل نظر از پی نابینایی شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبانور نه پروانه ندارد به سخن پروایی جو...
ادامه مطلب
به چشم کردهام ابروی ماه سیمایی | غزل شماره 491 حافظ پریا سلطانی متن غزل شماره 491 از دیوان غزلیات حافظ را در ادامه میتوانید بخوانید و در انتها تفسیر این غزل برای فال آمده است. به چشم کردهام ابروی ماه سیماییخیال سبزخطی نقش بستهام جایی امید هست که منشور عشقبازی مناز آن کمانچه ابرو رسد به طغرایی سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوختدر آرزوی سر و چشم مجلس آرایی مکدر است دل آتش به خرقه خواهم زدبیا ببین که کرا میکند تماشایی به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنیدکه میرویم به داغ بلندبالایی زمام دل به کسی دا...
ادامه مطلب
سلامی چو بوی خوش آشنایی | غزل شماره 492 حافظ پریا سلطانی متن غزل شماره 492 از دیوان غزلیات حافظ را در ادامه میتوانید بخوانید و در انتها تفسیر این غزل برای فال آمده است. سلامی چو بوی خوش آشناییبدان مردم دیده روشنایی درودی چو نور دل پارسایانبدان شمع خلوتگه پارسایی نمیبینم از همدمان هیچ بر جایدلم خون شد از غصه ساقی کجایی ز کوی مغان رخ مگردان که آنجافروشند مفتاح مشکلگشایی عروس جهان گرچه در حد حسن استز حد میبرد شیوه بیوفایی دل خستهٔ من گرش همتی هستنخواهد ز سنگیندلان مومیایی می صوفیافکن کجا میف...
ادامه مطلب
متن غزل شماره 493 از دیوان غزلیات حافظ را در ادامه میتوانید بخوانید و در انتها تفسیر این غزل برای فال آمده است. ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بُستان شاداب نمیمانددریاب ضعیفان را در وقتِ توانایی دیشب گِلهی زلفش با باد همیکردمگفتا غلطی بُگذر زین فکرتِ سودایی صد بادِ صبا اینجا با سلسله میرقصنداین است حریف ای دل تا باد نپیمایی مشتاقی و مَهجوری دور از تو چنانم کردکز دست بخواهد شد پایابِ شکیبایی یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالمرخساره به کس ننمود آن شاهدِ هرجایی ساقی چمن گل را بی رویِ تو رنگی نیستشمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی ای دردِ توام درمان در بستر ناکامیوِی یادِ توام مونس در گوشهی تنهایی در دایرهی قسمت ما نقطهی تسلیمیملطف آ...
ادامه مطلب
متن غزل شماره 494 از دیوان غزلیات حافظ را در ادامه میتوانید بخوانید و در انتها تفسیر این غزل برای فال آمده است. ای دل گر از آن چاهِ زَنَخدان به درآییهر جا که روی زود پشیمان به درآیی هُش دار که گر وسوسهٔ عقل کنی گوشآدمصفت از روضهٔ رضوان به درآیی شاید که به آبی فلکت دست نگیردگر تشنهلب از چشمهٔ حیوان به درآیی جان میدهم از حسرتِ دیدارِ تو چون صبحباشد که چو خورشید درخشان به درآیی چندان چو صبا بر تو گمارم دم همّتکز غنچه چو گل خرّم و خندان به درآیی در تیره شبِ هجرِ تو جانم به لب آمدوقت است که همچون مَهِ تابان به درآیی بر رهگذرت بستهام از دیده دو صد جویتا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی حافظ مکن اندیشه که آن یوسفِ مَهروبازآید و از کلبهٔ احزان به درآیی تفسیر فال دچار وسوسه شدهای و در میانهی ...
ادامه مطلب
متن غزل شماره 495 از دیوان غزلیات حافظ را در ادامه میتوانید بخوانید و در انتها تفسیر این غزل برای فال آمده است. می خواه و گل افشان کن، از دهر چه میجویی؟این گفت سحرگه گل، بلبل تو چه میگویی؟ مَسْنَد به گلستان بر، تا شاهد و ساقی رالب گیری و رخ بوسی، می نوشی و گل بویی شمشاد، خرامان کن وآهنگِ گلستان کنتا سرو بیاموزد، از قدِّ تو، دلجویی تا غنچهٔ خندانت، دولت به که خواهد دادای شاخِ گُلِ رعنا، از بهر که میرویی؟ امروز که بازارت، پرجوش خریدار استدریاب و بنه گنجی، از مایهٔ نیکویی چون شمعِ نکورویی، در رهگذرِ باد استطَرْفِ هنری بربند، از شمعِ نکورویی آن طُرِّه که هر جَعدش، صد نافهٔ چین ارزدخوش بودی اگر بودی، بوییش ز خوشخویی هر مرغ به دستانی، در گلشنِ شاه آمدبلبل به نواسازی، حافظ به غزلگویی تفسیر ف...
ادامه مطلب
حنانه خلفی کیست حنانه خلفی 16 ساله اهل ازنا در لرستان حافظ کل قرآن بوده که در برنامه محفل شرکت کرد و به شهرت رسید او زمانی که سن ۷ سال سن داشته موفق شده که قرآن کریم را حفظ کند و در بین همسن و سال های خود یک نابغه به شمار ممی اید. بیوگرافی حنانه خلفی حنانه خلفی با شرکت در برنامه محفل نشان داد هوش بسیار بالایی دارد و توانسته در سن 7 سالگی کل قرآن کریم را حفظ کند کاری که معدود کودکی میتواند از پس آن بر آد. تحصیلات حنانه خلفی دانشجوی ارشد رشته علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران میباشد و زبان عربی مسلط است او به عنوان معلم قرآن نیز به دانشجویان و دانش اموزان تدریس میکند و استاد دانشگاه است. پدر حنانه در مصاحبه ای با خبرنگاری تسنیم گفت ما در شهرستان ازنا در استان لرستان زندگی می کردیم. بچه ها...
ادامه مطلب
تا فصل دوم به صورت کامل با دوبله فارسی قرار گرفتژانر : اکشن - انیمیشن - ماجراجوییامتیاز : 8.1از 9K رای در سایت IMDbزبان : انگلیسی سال انتشار : 2016 محصول کشور : آمریکا، کره جنوبی کارگردان : Eugene Lee, Steve Ahn, Chris Palmer بازیگران : Jeremy Shada, Bex Taylor-Klaus, Tyler Labine خلاصه داستان : طی یک نبرد سهمگین که بین کهکشان ها به وقوع پیوسته، پنج نوجوان تلاش می کنند تا در برابر نیروهای شیاطین مقاومت کنند و... بخوانید...
ادامه مطلب